تبليغاتX
دختر آفتاب
عاشقانه
سلام من به تو ای عاشورا ...

 

سلام من به تو ای نگاه منتظر..

سلام من به تو ای زینب کبری...

    سلام من به تو ای دختر سه ساله

 

وسلام من به شما ۷۲ تن یاران شهید .

 

آیا صدای توپ و خمپاره را می شنوی؟

 

میشنوی گریه ها و زجه هارا؟؟ اورانیم تضعیف شده را حس می کنی؟؟؟

 

   نماز شیعه هایی را در زیر رگبار گلوله میبینی؟؟؟؟؟؟؟

 

بری چه بر نمیخیزی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

برخیز و قیام کن

 

اگر تو آغاز کنی نیرو ی عشق و اراده و نیروی توکل بر خدا با تو خواهد بود .

 

     حتی امام زمان با تو هم قدم خواهد شد .

 

برخیز و بی تفاوت نباش بی تفاوت از این همه جنگ و جدال .

 

 این را در مراسم عاشورای حسینی نشان دهید..

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 16:26  توسط درنا  | 

 

              شبی همرهت گذر به سوی چمن کنم

                                     ز تن جامه برکنم زگل پیرهن کنم

       غرور بنفشه را به پای تو بشکنم

                                   سه زلف خویش را شکن در شکن کنم

       به دست ستیز سپارم زمام دل

                                به پای گریز تو ز گیسو رسن کنم

   به قهرم گذاشتی مرا با تو آشتی

                                   به تقدیم جان نشد به تسلیم تن کنم

   چه گو یم ای خدا چه غافل ز خود شدم

                                   جوانی چه کس کند به پیری که من کنم

      دگر خسته آمدم زبس رنگ ها زدم

                                که کافور خویش را چو مشک فتن کنم

    به پنجاه منزلی سه منزل نمانده بیش

                                  غریبانه می روم که آن جا وطن کنم

        چه جز آنکه لعنتی کنم بر حقیقتی

                              در آیینه خلوتی چو با خویشتن کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 22:31  توسط درنا  | 

اگر بدانم که دلتنگ منی ، و دلت همیشه با من است دلم را فدای آن قلب مهربانت میکنم!
اگر بدانم که مرا دوست داری و تنها آرزویت من هستم ، تا آخر عمرم عاشقانه برایت میخوانم ترانه عشق را !
اگر بدانم که یک لحظه به من می اندیشی ،تمام لحظه هایم  به این می اندیشم که چگونه اینهمه عشق و محبت را به تو ابراز کنم !
اگر بدانم که به انتظار من نشسته ای ، تو بگو تا آخر عمر به انتظارم بنشین ، من تا آخرین حد این انتظار منتظر آمدنت مینشینم!
اگر بدانم که برایت ارزش دارم و همه زندگی ات هستم ، تا آخرین نفس به پای تو مینشینم و تا آخرین نفس ، یک نفس فریاد میزنم دوستت دارم!
اگر بدانی که چقدر دوستت دارم دلتنگی که سهل است دلت برای یک لحظه درکنارهم بودن پرپر میزند!
اگر بدانی که تنها آرزوی من تویی ، روزی صدها بار آرزو میکنی که به آرزویم برسم!
اگر بدانی که همه لحظه های زندگی ام به تو می اندیشم ، تک تک لحظه ها را میشماری و به عشق آن لحظه ها زندگی میکنی

اگر بدانی که برایم یک دنیا ارزش داری ، سفری به دور دنیا میروی تا بفهمی چقدر برایم عزیزی
اگر بدانی که میدانم ، بدون تو میمیرم ، مرا اینگونه در حسرت عشقت نمیگذاری!

                          

دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 18:2  توسط سمیرا  | 

از طرف خودم و سمیرا جون فرا رسیدن این ماه بزرگ را تبریک می گویم

6pypisygcv0qf3mpiojd.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 19:11  توسط درنا  | 

در این حال و هوا ، در سکوت تنهایی ات صدای قلبت را گوش کن ....
گوش کن به صدای تپش قلبت ....
می دانم که دلتنگ منی و میدانم دلت هوایم را کرده است !
می دانم که دوستم داری و میدانم تنها به عشق من نفس میکشی!
من در قلب تو هستم و میدانم در آن قلب مهربانت چه میگذرد!
چرا دلتنگی؟ من که در قلب تو هستم عزیزم !
هر گاه دلت گرفت با قلبت درد دل کن.... من همیشه در قلبت هستم و گوش میکنم به درد دلهایت !
قلب تو خانه است ، عشق تو سرپناه من است !
گوش کن به صدای تپش قلبت ! می شنوی؟
این منم که در قلبت با فریاد به تو میگویم دوستت دارم ، دوستت دارم!
اما صدای من نامفهوم به تو میرسد ، پس حس کن که دوستت دارم !
نمیدانی در قلبت چه میگذرد ! منی که لحظه های زندگی ام را در قلب تو سپری میکنم می دانم که در قلبت چه غوغایی برپاست...
اما تو نمیبینی و نمیدانی که بر من چه میگذرد !
تپش های قلب تو همان صدای فریاد من است که میگویم دوستت دارم دوستت دارم!
با خونی که در قلبت جاریست زنده ام و به هوای عشق و محبت تو در این قلب مهربانت نفس میکشم !
باورم کن در همین قلب عاشقت !
مرا حس کن ، گرچه  میدانم تو پر از احساسات عاشقانه ای !
اگر دل تنگم شدی ، بدان که من در قلب مهربانت به خواب عاشقانه رفته ام!
به یاد من باش مرا از این خواب بیدار کن ، دلتنگی ها را از قلبت رها کن !
سکوت را بشکن ، همچو من که در قلبت با فریاد دوستت دارم سکوت را شکسته ام!
هوای قلبت گرم گرم است ،جای من در اینجا امن امن  است !
 گوش کن به صدای تپش قلبت ، ببین که هیچگاه از این فریاد خسته نمیشوم!

           

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 22:31  توسط سمیرا  | 

نگاهم کن

 

 

صدایم کن ، که صدایت آرامش وجود من است!
نگاهم کن ، که درون چشمانت برایم طلوع یک دنیا عشق و محبت است!
دعایم کن ، که دعای تو تضمین فرداهای زیبای با تو بودن است !

نوازشم کن ، که دستان پر مهرت گرمی گونه های سرد و خیسم است !

باورم کن ، که با باور تو من عاشقترینم!

اشکهایم را پاک کن ، حالا نگاهم کن ، کمی با من درد دل کن ، مرا آرام کن !

بگذار سرم را بر روی شانه هایت بگذارم ، بگذار دستانت را بفشارم ، بگذارم بگویم چقدر دوستت دارم ، مرا باور کن !
با آن چشمهای زیبایت نگاهم کن ای عشق من ، نگاه تو مرا دیوانه تر میکند!
نگاه زیبایت را باور دارم ، زیرا درون آن یک دنیا محبت میبینم !

نگاهت را باور دارم زیرا در نگاهت معنای واقعی عشق را می بینم و کلمه دوستت دارم را میخوانم و با تمام وجود حس میکنم که چقدر مرا دوست داری !

با نگاه عاشقانه ات نام مرا صدا میکنی و میگویی که تنها مرا داری !
با نگاه عاشقانه ات راز دلت را میدانم و میگویم که محرم رازهایت هستم

نگاهم کن که نگاهت مرا به این باور می رساند که ما هر دو یک عاشق واقعی هستیم! با نگاه درون چشمهای زیبایت راز دلت را میخوانم و این را میدانم که تو بهترینی! تو همانی هستی که لایق منی !

نگاهم کن ، با نگاهت صدایم کن، با صدایت آرامم کن !

نگاهم کن ای عشق تا با نگاه به آن نگاه عاشقانه ات احساس خوشبختی کنم!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 8:14  توسط سمیرا  |